<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جای شهدا خالیست</title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/</link>
<description>شهدا را فراموش مکنید.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 18 Jun 2008 15:31:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ویژه نامه ی شهید چمران</title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;برای سلامتی روحش صلوات بفرستید&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG title=Image height=396 alt=Image hspace=6 src=&quot;http://www.sajed.ir/pe/images/stories/VIJENAMEH/Chamran-first2.jpg&quot; width=500 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;براي ديدن ويژه نامه به ادامه ي مطلب برويد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;منبع:ساجد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 15:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناگفته هایی از جنگ</title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>چکیده:&lt;BR&gt; آلن فریدمن (نویسنده و محقق امریكایی): «امریكا به پیشنهاد ویلیام كیسی (رئیس سیا)، تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد، زیرا این سلاح را مناسب ترین و كارآمد ترین سلاح برای در هم شكستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می دانست.&lt;BR&gt;به اعتقاد او این بمب ها می توانست به یك قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تكنیكی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح های شیمیایی میتوانند موجب كشتار وسیعی شوند.&lt;BR&gt;چنانچه این بمب ها درست عمل كنند می توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر كسی را كشته یا مجروح كنند. &lt;BR&gt;عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می كنند.»&lt;BR&gt;جنگ ایران و عراق یكی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اكنون در شرایطی قرار گرفته‌ایم كه لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخشی دیگر آن در دست 26 كشوری است كه چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند. كه به گوشه‌هایی از ا اشاره می‌كنیم:&lt;BR&gt;1)خواب و خیال دشمن در مورد ایران:&lt;BR&gt;تا نیم ساعت دیگر كمر ایران خواهد شكست&lt;BR&gt;وفیق السامرایی(مسئول بخش ایران در استخبارات عراق):&lt;BR&gt;«رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) صدو نود و دو فروند هواپیمای جنگنده نیروی هوایی عراق، به طرف اهدافشان در خاك ایران به پرواز در آمدند. در همین لحظه فرمانده كل قوا، صدام حسین در حالی كه چفیه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور كمر خود بسته بود، بی آنكه درجات نظامی - اش را نصب كرده باشد، وارد اتاق عملیات شد.&lt;BR&gt;«عدنان خیر الله» وزیر دفاع به او چنین گفت:&lt;BR&gt;«سرور من! جوانها بیست دقیقه قبل به پرواز در آمدند» صدام به او پاسخ داد:« تا نیم ساعت دیگر كمر ایران خواهد شكست.» 
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;2) كمكهای تسلیحات نظامی:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;شوروی بزرگترین تأمین كننده نیازهای تسلیحاتی عراق&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;روزنامه القبس چاپ كویت:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;«شوروی یك پل هوایی برای حمل اسلحه و مهمات به عراق بر قرار كرده است.گورباچف با ارسال نامه ای به برخی سران عرب، به آنان اطمینان داده است كه شوروی اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ایران شكست بخورد.»&lt;BR&gt;«در نوامبر 1983 بین هزار تا هزار و دویست مشاور نظامی شوروی به عراق برگشتند و 400 فروند تانك55T و 250 فروند تانك12T به عراق داده شد و مقادیر عظیمی موشك گراد، فراگ 7،سام 9 و اسكادبی در راه بود. عراق تنها كشوری بود كه از بلوك شرق به موشك اسكادبی مجهز شد.»&lt;BR&gt;«در سال 1983 شوروی بار دیگر تحویل سلاح در حجم وسیع را به عراق از سر گرفت و تمامی تجهیزاتی را كه عراق در طی دو سال نخست جنگ با ایران در صحنه نبرد از دست داده بود جایگزین كرد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;چالز فیلیپ دیوید(نویسنده كتاب جنگ خلیج فارس توهم پیروزی):&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;«شوروی با61% بزرگترین تأمین كننده نیازهای تسلیحاتی عراق است.»&lt;BR&gt;انگلستان و ساخت شبكه پناهگاه های زیر زمینی برای صدام:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;«در ژوئن 1982 صدام تصمیم گرفت برنامه پرهزینه ساخت شبكه پناهگاه های زیرزمینی را به اجرا بگذارد تا بتواند منابع استراتژیك خود را از خطر حملات هوایی مصون بدارد. بر این اساس شركت های انگلیسی طرحی را ارائه كردند كه به موجب آن برای 48 هزار سرباز پناهگاه امن ساخته می شد.&lt;BR&gt;هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. یكی از آنها در كنار كاخ ریاست جمهوری بنا شده بود و پر از تجهیزات الكترونیكی، كامپیوتر،تله پرینت و شبكه های ارتباطی بود و دفتر صدام را با تمام نقاط عراق در تماس دائم قرار می داد. حفاظت از این پناهگاه به گونه ای بود كه اگر كسی به داخل آنها رخنه می كرد دوربین های ویدیوئی او را می دیدند و مسلسل های خودكار نصب شده بر روی دیوار ها بر سر و روی او گلوله می باریدند.در راستای همین همكاری ها شركت ماركنی انگلیس فرستنده های مایكروویو نظامی در اختیار عراق قرار داد و شركت راكال نیز متعهد شد تا كارخانه تولید پیشرفته ترین رادیوی نظامی جهانرا به نام جاگوار در عراق احداث نماید.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;مین های ضد نفر ایتالیایی&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;«در یكی از پیچیده ترین خلاف كاری ها در رم، میلیون ها مین مرگ بار با استفاده از یك شركت قلابی در سنگاپور به عراق فرستاده شدند. عراق به كمك یكی از شعبات بانك «لاوورو» در شمال ایتالیا 9 میلیون مین ضد نفر به ارزش 25 میلیون دلار خریداری نمود. این مین ها ساخت شركت «والسلا» بود كه 50 درصد آن تحت مالكیت شركت فیات، گروه صنعتی بزرگ ایتالیا و تحت كنترل جیانی آنیلی 72 ساله بود كه امروزه نیز به عنوان پادشاه بدون تاج و تخت ایتالیا معروف است. برخی از مین هایی كه عراق دریافت نمود از نوع بسیار وحشتناكی است كه به راحتی می توان آنها را از هلی كوپتر پخش كرد یا به سادگی روی سطح بیابان انداخت. اگر كسی روی این مین ها پا می گذاشت پای قربانی تا مچ یا حتی ران پا قطع می شد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;فرانسه و فروش جنگنده های میراژ&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;كنت تیرمن(محقق و نویسنده امریكایی):&lt;BR&gt;« در ژانویه 1981، تحویل 60 فروند میراژ1F مجهز به موشك كه ابتدا از سوی والری ژیسكاردستن معلق شده بود آغاز گشت. در ژوئیه همان سال فرانسه بنی صدر و مسعود رجوی را به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفت. رجوی، پاریس را به ستاد اپوزیسیون ایران تبدیل كرد. به دنبال خروج دیپلمات های فرانسه از تهران در سال 1982 فرانسه اقدام به تحویل 5 فروند هواپیمای سوپر اتاندارد مجهز به موشك های اگزوست به عراق كرد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;آلن فریدمن:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;«تحویل سلاح تقریباً به صورت روزمره ادامه داشت . یكی از پایگاه های ناتو كه در مركز فرانسه احداث شده بود به صورت مركز بارگیری آنتونوف های نیروی هوایی عراق در آمد. این هواپیماها روزانه به این فرودگاه می آمدند و موشك های ساخت فرانسه، بمب های خوشه ای، فیوز و تجهیزات رادار را با خود به عراق می بردند. &lt;BR&gt;سازمان های اطلاعاتی فرانسه در سال 1986 بر آورد كردند كه اگر سه هفته از ارسال كمك به عراق خودداری كند، آن كشور شكست خواهد خورد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;خمپاره های دو زمانه فرانسه&lt;BR&gt;كنت تیرمن(محقق و نویسنده امریكایی):&lt;BR&gt;«معامله 6/1 میلیارد دلاری طرح ولكان یكی از شیرین ترین معاملات فرانسه با عراق بود. 83 توپی كه موضوع قرارداد ولكان بود برای طیف وسیعی از مقاطعه كاران تسلیحاتی فرانسه درآمد تولید می كرد.&lt;BR&gt;درهمین راستا عراق از شركت فرانسوی TRT یك فیوز فوقالعاده پیشرفته و پیچیده خرید كه با نصب آن بر روی دماغه خمپاره ، موجب می شد تا خمپاره درست قبل از رسیدن به زمین منفجر شود. یكی از افراد ارتش فرانسه كه خمپاره اندازهای عراقی را در بیابانهای بصره آموزش می داد می گوید:«با یك بار آتش آنها هم? ایرانی ها را تا فاصله یك كیلومتری درو می كردند. همین سلاح بود كه جلوی امواج انسانی ایران را گرفت؛ درست مانند نبرد«وردن» در جنگ جهانی اول، آنها مدام آتش می كردند و ایرانی ها واقعا قتل عام می شدند.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;مصر كانالی برای فروش تسلیحات ناتو&lt;BR&gt;آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):&lt;BR&gt;«در طول دهه 80 حسنی مبارك رئیس جمهور مصر حدود 5/3 میلیارد دلار موشك و تسلیحات به عراق فروخت كه صدام از پرداختن بهای آن امتناع كرد. در سال 1984 او با همكاران خود در دولت مصر به توافق رسید تا با عراق بر روی برنامه سری موشك های بالستیك دارای قابلیت هسته ای همكاری كند. این برنامه پروژه كندور 2 نام گرفت. مبارك در ملاقات خود با بوش در سال 1986،مصر را به كانالی برای صدور انواع گوناگون فناوری های موشكی ناتو كه شركت های پوشش اروپا به بغداد قاچاق می كردند تبدیل ساخت.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بلژیك و ساخت پایگاه های نظامی برای عراق&lt;BR&gt;«صدام در ژوئن 1982 قراردادی به ارزش 830 میلیون دلار با یك شركت بلژیكی به نام سیكسكو امضا كرد. هدف از این طرح پر هزینه كه به نام رمزی پروژه 505 خوانده می شد.آن بود كه برای جنگنده های پیشرفته عراقی 800 پناهگاه در عمق 50 متری زمین احداث گردد. سیكسكو كه از اعتبارات صادراتی دولت بلژیك استفاده می نمود طی 4 سال 17 پایگاه هوایی و چند مقر نظامی در عراق ایجاد نمود. میراژهای عراق در جریان جنگ با ایران از همین پناهگاه ها خارج می شدند و به پرواز در آمدند. از دیگر شركای صدام سایبترا كنسرسیوم بلژیكی بود كه با جدیت تمام روی پروژه های عكاشات و القائم كار می كرد و یكی از بزرگترین كارخانه های آزمایشی و تولید فسفات جهان را در این دو منطقه بنا نمود.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;3) كمكهای هسته ای و سلاحهای غیر متعارف:&lt;BR&gt;همكاری های هسته ای برزیل&lt;BR&gt;كنت تیمرمن(محقق و نویسنده امریكایی):&lt;BR&gt;«در همان حال كه فرانسه مشغول تكمیل راكتورهای هسته ای در عراق بود، صدام با برزیل قرار داد 10 ساله همكاری هسته ای امضا كرد. این قرارداد كه در سال 1972 بسته شد به قدری محرمانه بود كه دولت بعدی برزیل مدعی شد از محتوای آن بی خبر بوده است. در یكی از تبصره های قرارداد كه به درخواست صدام گنجانده شده بود، برزیل متعهد می شد مقادیر زیادی اورانیوم طبیعی و غنی شده با درصد كم ، تكنولوژی هسته ای، تجهیزات و آموزش مربوطه را در اختیار عراق قرار دهد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;فرانسه و اعطای یك بمب اتمی به عراق&lt;BR&gt;وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):&lt;BR&gt;«كمكهای خارجی فرانسه به عراق به جایی رسید كه فرستاده آنها به بغداد آمد وبا وزیر دفاع وقت،عدنان خیر الله ملاقات نمود و به او گفت:&lt;BR&gt;«فرانسه به طور جدی زمینه اعطای یك بمب اتمی به عراق را بررسی می نماید. می توان برای مجبور كردن ایران به توقف جنگ این بمب را به هدف مشخصی پرتاب كرد.»&lt;BR&gt;من تا سال 1984 نسخه ای از این گزارش را كه با امضای وزیر دفاع برای صدام ارسال شده بود،در یك صندوق ویژه نگهداری می كردم.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;حسین كامل (رئیس صنایع دفاع عراق)در این خصوص می گوید:&lt;BR&gt;«واقعیت این است كه تلاش ما ساختن بمب اتم بود. منتها با قدرت كم. به این خاطر اگر موفق به پیروزی در جنگ نشدیم آن را علیه ایران به كار ببریم. صدام سال 1990 را برای استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبی جنگ تعیین كرده بود. آن روز تنها چیزی كه برای صدام اهمیت داشت به پایان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن علیه ایران بود.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بمب خوشه ای كارآمد ترین سلاح برای درهم شكستن امواج انسانی&lt;BR&gt;آلن فریدمن(نویسنده و محقق امریكایی):&lt;BR&gt;«امریكا به پیشنهاد ویلیام كیسی (رئیس سیا)،تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد زیرا این سلاح را مناسب ترین و كارآمد ترین سلاح برای در هم شكستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می دانست.به اعتقاد او این بمب ها میتوانست به یك قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تكنیكی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح های شیمیایی می توانند موجب كشتار وسیعی شوند. چنانچه این بمب ها درست عمل كنند می توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر كسی را كشته یا مجروح كنند. عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می كنند.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریكایی):&lt;BR&gt;«كارلوس كاردوئن رئیس صنایع كاردوئن، به تدریج منافع سرشاری از فناوری بمب خوشه ای و تشویق مقامات ارشد شیلی برای ارسال آن به عراق به دست آورد. او تا آن زمان بمب های خوشه ای به ارزش نیم میلیارد دلار از طریق شیلی به عراق فروخته بود...و به وی اجازه داده شده بود كه مقدار زیادی ماده زیركونیوم را از ایالات متحده وارد كند . این ماده از مواد اصلی تشكیل دهنده بمبهای كوچكی بود كه در داخل بمب خوشه ای قرار داده می شد. او به دلایل متعددی از صدام و پینوشه (رئیس جمهور دیكتاتور شیلی)سپاس گذار بود، چرا كه صدام بهترین مشتری او بود كه در رؤیاهایش می توانست داشته باشد و پینوشه با توسعه تسلیحاتی شیلی او را به نوعی ثروتمند ساخته بود.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;4) كمكهای اطلاعاتی:&lt;BR&gt;پیوند ماهواره ای امریكا و عراق&lt;BR&gt;كنت تیمرمن محقق و نویسنده امریكایی:&lt;BR&gt;«پیوند ماهواره ای در صدر موافقت های بلند مدت عراق و آمریكا بود در مورد تحركات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات با ارزشی در اختیار ارتش عراق قرار می گرفت، این اطلاعات را آواكسهای آمریكایی مستقر در ریاض، به كمك پرسنل آمریكایی از منطقه نبرد جمع آوری می كردند در همین راستا مجتمع پیشرفته و پر هزینه ای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقیماً از ماهواره دریافت شده و پردازش بهتری از اطلاعات بر روی عكس ها صورت پذیرد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;سر لشكر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):&lt;BR&gt;«این عكسها به گونه ای بود كه ما به راحتی می توانستیم تصاویر سربازانی كه در پادگان های ایران در حال آموزش هستند را مشاهده كنیم، حتی كسی كه در رژه، دست و پایش را به اشتباه حركت می داد در این عكس ها مشخص بود . هنگامی كه كارخانه های سیمان را بررسی می كردیم ، تعداد كیسه هایی كه در روی كامیون ها قرار داشت را به راحتی شمارش می كردیم، در عین حال ماهواره ها نتایج حملات هوایی و موشكی را نیز گزارش می دادند.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;زمامداران عربستان و دادن گزارشهای محرمانه ایران به عراق&lt;BR&gt;مجله ژون آفریك مورخ 9 ژوئن 1982:&lt;BR&gt;«زمامداران عربستان درست یك ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام به وی هدیه شاهانه ای دادند و آن گزارشی بود كه از سوی دستگاه های سری امریكا تهیه شده بود و در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود. علاوه بر آن اطلاعات دقیقی درباره وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهره برداری آن و اطلاعات مختلف دیگر كه بسیار محرمانه بود به او منعكس كردند. خلاصه آنكه یك نقشه كامل تهاجم تهیه شده بود.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;دراختیار قرار دادن امكانات شناسایی&lt;BR&gt;بر اساس عملیات سیاه رادیو های كد گذاری شده ای دراختیار خلبانان عراقی قرار داده شد تا آنها امكان ارتباط با افسران مستقر در كشتی های امریكایی در خلیج فارس را داشته باشند. یك افسر بازنشسته در این رابطه گفت:&lt;BR&gt;«هدف این بود كه هواپیما های عراقی بر فراز خلیج فارس بتوانند با افسران ما تماس بگیرند. این روابط روزانه باعث شد تا هواپیماهای عراقی بتوانند نفت كش ها و كشتی های تجاری به مقصد ایران را شناسایی كنند و این امر كمك زیادی به عراقی ها در انتخاب اهدافشان می كرد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;5)كمكهای نیروی انسانی:&lt;BR&gt;«سودان در اواسط دی ماه 61 صدها تن از سربازان ارتش خود را به جبهه های جنگ علیه ایران اعزام نمود. همچنین بدستور جعفر نِمیری رئیس جمهور سودان در شهر خارطوم پایتخت این كشور و پاره ای از شهرهای دیگر دفاتری جهت ثبت نام برای اعزام نیرو به جبهه های جنگ علیه ایران دائر گردیده است. جعفر نمیری در مصاحبه با مجله الیوسف چاپ قاهره اذعان می دارد كه اعزام نیرو به عراق طبق تصمیمات كنفرانس سران عرب صورت گرفته است.»&lt;BR&gt;سر لشكر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):&lt;BR&gt;«در جهت كمك به عراق، یمن تیپ پیاده العروبه را به عراق فرستاده بود. اردن نیز نیروی الیرموك را به عراق گسیل داشت و سودان داوطلبانی را اعزام داشت كه در جبهه شرقی رودخانه میسان در خط مقدم جبهه فعالیت می كردند.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;6)كمكهای مالی:&lt;BR&gt;پول، نفت و خاك كویت در خدمت صدام&lt;BR&gt;دكتر «فواص بدر»، اقتصاد دان مستقل كویتی:&lt;BR&gt;«كویت در جریان جنگ عراق علیه ایران قریب به 15 میلیون دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختیار بغداد قرار داده است و این جدا از نفتی بود كه كویت برای عراق صادر می كرد.»&lt;BR&gt;«افسران نیروی هوایی كویت اذعان كردند كه نیروی هوایی عراق از پایگاه هوایی علی السام كویت در طول جنگ به كرات استفاده می كرده است. این پایگاه چون در رأس خلیج قرار داشت راه عراق را برای هدف قرار دادن سكوهای نفتی خارك 200 كیلومتر كوتاه تر می كرد و این امر به خلبانان عراقی كمك شایانی می نمود.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;7)كمكهای شیمیایی:&lt;BR&gt;مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراق&lt;BR&gt;تیمر من محقق و نویسنده امریكایی:&lt;BR&gt;«شركت آلمانی كارل كولمب سر انجام 6 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد، محمد،عیسی،عانی،مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد كرد.اولین آنها در سال 1983 و آخرینشان در سال 1986 تكمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیك تا گازهای عصبی سارین و تابون در این كارخانه تولید می شدند و در خمپاره ها، راكتها و گلوله های توپ جاسازی می شدند. بی تردید این بزرگترین كارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود.»&lt;BR&gt;رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:&lt;BR&gt;«هیچ كشوری به اندازه آلمان چنین كمك تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یك نوع سلاح كشنده و تعیین كننده نكرده است.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;سوئیس و ساخت كارخانه فرآوری اورانیوم&lt;BR&gt;كنت تیمرمن (محقق و نویسنده امریكایی):&lt;BR&gt;«عراقیها یك شركت سوئیسی به نام شركت مهندسی آلسا الو سوئیس را اجیر كردند تا كار بر روی پروژه اورانیوم را آغاز كند... در طول پروژه كاركنان شركت با هیچ كس تماس نداشتند و طرح آنها در كمال خفا انجام می گردید. بعدها معلوم شد كه این شركت واحد تولیدی خاصی دركارخانه القائم عراق ایجاد كرده تا به استخراج نمك های فلوئور و از جمله فلوئورآمونیم از اسید فسفریك مایع بپردازد. آن طور كه كار پیش می رفت القائم به صورت پروژه ای كلیدی در تولید سلاح هسته ای عراق در می آمد و این علاوه بر هزینه اولیه پروژه یعنی تولید مقادیر عظیم مواد شیمیایی برای استفاده در سلاح مرگبار گاز سمی بود.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;كمك های شیمیایی و بیولوژیك امریكا به عراق&lt;BR&gt;شبكه تلویزیونیABC امریكا:&lt;BR&gt;«صدام حسین از یك شركت امریكایی به نام «آل كولاك»در باتیمور بیش از 500 تن ماده شیمیایی به نام«فیودی گلیكول» خریداری نمود كه این ماده به گونه ای بود كه در صورت مخلوط شدن با اسید كلریدریك به گاز خردل تبدیل می گردید.»&lt;BR&gt;«بنابر گزارشی، شركتهای خصوصی امریكا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی امریكا نمونه هایی از مواد بیولوژیكی و میكروبی را به عراق صادر كرده اند كه این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بوده اند. در میان آنها میكروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یك باكتری سمی به نام «ستریدیوم باتولینی» به چشم می خورد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;كشف دخالت اسپانیا در تولید سلاح های شیمیایی عراق&lt;BR&gt;«در یكی از عكسهایی كه در مجله تایم به چاپ رسید و شهرت بسیاری كسب كرد، هیأت سازمان ملل و روزنامه نگاران غربی با ماسك ضد گاز در حال بررسی یكی از بمب های شیمیایی كارنكرد?عراقی بودند . اگر فیوز الكتریكی آن عمل كرده بود این بمب هم مثل بقیه منفجر می شد. به هر حال مأموران سازمان ملل علائمی از روی بمب پیدا كردند و با رد یابی قضیه معلوم شد كه جداره بمب ساخت كشور اسپانیا بوده است. فیوزها نیز ساخت یك شركت اسپانیایی بودند. اگر فیوزها بی عیب و نقص بود و تمام بمب ها در جبهه نبرد منفجر می شد كشف دخالت دولت اسپانیا در برنامه تولید سلاح های شیمیایی عراق چندان آسان به نظر نمی رسید.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;8) كاهش قیمت نفت و قطع صدور نفت ایران:&lt;BR&gt;گری سیك(مشاور امنیت ملی كاخ سفید):&lt;BR&gt;«تا موقعی كه نفت ایران صادر می شود، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین باید جریان صدور نفت ایران را قطع كرد.»&lt;BR&gt;ویلیام فایر،نظریه پرداز غربی:&lt;BR&gt;«ما با ایران چه كنیم؟هرچه پول در رگهای عراق تزریق شد، نتیجه نداده است. اگر عراق از دست برود، فردا كویت و پس فردا هم سعودی نیز خواهد رفت. تنها یك روزنه ی امید هست. با سقوط قیمت نفت ایران بر شكست می شود و ماشین جنگی آن از كار می افتد. شاید این درمان كارگر شد و این آخرین شانس ماست.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;9) كمكهای مجامع بین المللی:&lt;BR&gt;نامه وزارت خارجه امریكا به هیأت نمایندگی دفتر اروپایی سازمان ملل، 14 مارس 1984&lt;BR&gt;«وزارت خارجه به نماینده امریكا در سازمان ملل دستور می دهد كه حمایت سایر هیأت های نمایندگی غربی در سازمان ملل را جلب نمایندتا در مورد پیش نویس قطعنامه ایران كه استفاده عراق از جنگ افزار شیمیایی را محكوم می كند&quot;رأی ممتنه&quot; دهند . در غیر این صورت، ایالات متحده جریان این قطعنامه را متوقف سازد.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;ریچارد مورفی:&lt;BR&gt;«تا زمانیكه عراق از سلاح شیمیایی در دفاع از خاك خود و در مقیاس محدود استفاده می كند توسلش به این سلاح &quot;قابل درك&quot; می باشد.»&lt;BR&gt;روزنامه لس آنجلس تایمز:&lt;BR&gt;«تا آن زمانی كه تنها ایرانیان قربانی حملات شیمیایی بودند چه در سازمان ملل و چه در پایتخت های كشور های بزرگ جهان عملاً عزم و اراده سیاسی كافی برای محكوم كردن اینگونه اقدامات وجود نداشت.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;و اما اعترافات دشمنان در مورد امام و ایران:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;هراس غرب از رهبری امام خمینی(ره)&lt;BR&gt;كنت دامارانش (رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه):&lt;BR&gt;«ایران یكی از قدرت های واقعی منطقه است كه دارای ذخایر عظیم نفت در قلمرو وسیع و پرجمعیت خود می باشد؛هزاران سال است كه این امپراطوری به عنوان قدرت مسلط كل منطقه شناخته شده است. اكنون در زمان آیت الله خمینی این قدرت چند برابر شده است.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;روحیه جسارت و شهامت نیروهای ایرانی&lt;BR&gt;كنت دمارانش:&lt;BR&gt;«ایرانی ها افراد سرسخت خاورمیانه اند كه وقتی دارای احساسات مذهبی می شوند ، دوبرابر خطرناك می شوند. اكنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حال حاظر ایرانیان شیعه به خوبی برای مبارزه، كه همیشه بخش جدایی ناپذیر تاریخ، فرهنگ و مذهب آنها بوده است ، آماده شده اند.»&lt;BR&gt;«در اردوگاه های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم كه قاطعانه برای فدا كردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود كه ما فقط درك نا مشخصی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنها به سوی انجام كارهایی كه به طرزغیر قابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشته است.»&lt;BR&gt;خبرگزاری فرانسه -3/1/1363: «تاكتیكهای نظامی ایران از نظر جسارت و شهامت ، در تاریخ مورد استفاده قرار خواهد گرفت.»&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;منابع:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;1- جنگ جهانی چهارم، دیپلماسی و جاسوسی در عصر خشونت&lt;BR&gt;2- كنت دمارانش،دیوید ای، اندلمن/سهیلا كیانتاژ/اطلاعات&lt;BR&gt;3- كسوف،آخرین روزهای CIA&lt;BR&gt;4- مارك پری/غلامحسین صالحیار/اطلاعات&lt;BR&gt;5- سیاست امریكا در قبال ایران طی دوره جنگ تحمیلی&lt;BR&gt;6- مجتبی تهامی، گل محمد بهمنی، فتح الله رسولی/وزارت امور خارجه&lt;BR&gt;7- آغاز تا پایان جنگ(سالنمای تحلیلی)&lt;BR&gt;8- محمد درودیان/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ&lt;BR&gt;9- رویارویی استراتژی ها&lt;BR&gt;10- حسن اردستانی/دوره عالی جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی&lt;BR&gt;11- ریشه های تهاجم(علل و زمینه های شروع جنگ)&lt;BR&gt;12- فرهاد درویشی و گروه نویسندگان/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ&lt;BR&gt;13- امریكا و بر اندازی جمهوری اسلامی ایران&lt;BR&gt;14- كامران غضنفری/نشركیا&lt;BR&gt;15- جنگ از نگاهی دیگر(بررسی تحولات سیاسی - اجتماعی)&lt;BR&gt;16- محمد مهدی بهداروند. احمد سوداگر/مؤسسه فرهنگی خادم الرضا علیه السلام&lt;BR&gt;18- سوداگری مرگ&lt;BR&gt;19- كنت ار تیرمن/احمد تدین/مؤسسه خدمات فرهنگی رسا&lt;BR&gt;20- ما اعتراف می كنیم&lt;BR&gt;21- محسن صفی/حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی&lt;BR&gt;22- ویرانی دروازه شرقی&lt;BR&gt;23- وفیق السامرایی/عدنان قارونی/مركز فرهنگی سپاه&lt;BR&gt;24- دعاوی ایران&lt;BR&gt;25- آلن فریدمن/گروه مترجمان/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ&lt;BR&gt;26- جنگ ایران و عراق&lt;BR&gt;27- ابوغزاله/ناددر نوروز شاد/مركز مطالعات و تحقیقات جنگ&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 15:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسابقه كتابخواني از چهار كتاب انقلاب و دفاع مقدس  </title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=contentheading width=&quot;100%&quot;&gt;مسابقه كتابخواني از چهار كتاب انقلاب و دفاع مقدس &lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=چاپ onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.sajed.ir/pe/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=8007&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=64&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=640,height=480,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.sajed.ir/pe/index2.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=8007&amp;pop=1&amp;page=0&amp;Itemid=64&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/TD&gt;
&lt;TD class=buttonheading align=right width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;A title=&quot;ارسال به دوست&quot; onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.sajed.ir/pe/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=8007&amp;itemid=64&apos;,&apos;win2&apos;,&apos;status=no,toolbar=no,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=yes,width=400,height=250,directories=no,location=no&apos;); return false;&quot; href=&quot;http://www.sajed.ir/pe/index2.php?option=com_content&amp;task=emailform&amp;id=8007&amp;itemid=64&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=createdate vAlign=top colSpan=2&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;IMG title=Image style=&quot;FLOAT: right&quot; height=120 alt=Image hspace=6 src=&quot;http://www.sajed.ir/pe/images/stories/NEWS86/armbonyad.jpg&quot; width=90 border=2&gt;بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس استان خراسان رضوي، مسابقه كتابخواني ويژه‌اي براي  خانواده‌ها و با محوريت دفاع مقدس و انقلاب اسلامي برگزار مي‌كند.محمد پيوندي، مسوول موسسه فرهنگي فروشگاه تخصصي دفاع مقدس استان خراسان رضوي خبر داد: اين مسابقه با هدف ايجاد تعامل بين خانواده‌ها درباره يك موضوع مشترك، شناسايي برخي از شهداي استان خراسان رضوي و گسترش فرهنگ كتابخواني، در طول تابستان امسال در اين استان برگزار مي‌شود.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)،محمد پیوندی گفت: مسابقه كتابخواني خانواده‌ها با محوريت دفاع مقدس و انقلاب اسلامي در تمام مقاطع تحصيلي و دوره‌هاي سني برگزار مي‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مدير اجرايي مسابقه كتابخواني خاطر نشان كرد: كتاب‌هايي كه بايد مطالعه شوند توسط بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس استان خراسان رضوي كارشناسي شده‌اند و به صورت بسته‌هاي فرهنگي در اختيار خانواده‌ها، نهاد‌هاي فرهنگي، ادارات، كتابخانه‌هاي استان خراسان رضوي و كتاب فروشي‌هاي معتبر استان قرار مي‌گيرند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مسوول موسسه فرهنگي فروشگاه تخصصي دفاع مقدس استان خراسان رضوي گفت: كتاب‌هاي مورد نظر براي مسابقه كتابخواني عبارتند از: شكارچي‌تانك، كاري از نشر شاهد ( براي مقطع ابتدايي)، رفاقت به سبك تانك، نوشته داوود اميريان( براي مقطع راهنمايي)، كاوه معجزه انقلاب، كاري از كنگره سرداران شهيد استان خراسان(براي مقطع دبيرستان) و زندگي شهيد نواب صفوي ، كاري از بنياد شهيد استان خراسان رضوي( براي بزرگسالان).&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي تصريح كرد: خانواده‌ها وعلاقمندان بعد از مطالعه اين كتاب‌ها به 10 سوال از همين كتاب‌ها پاسخ مي‌دهند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;محمد پيوندي اظهار داشت: مراسم اختتاميه مسابقه كتابخواني با محوريت دفاع مقدس و انقلاب اسلامي 31 شهريور ماه با حضور نويسندگان و ناشران اين كتاب‌ها و خانواده‌هاي شهداي استان خراسان رضوي و خانواده شهيدان: محمود كاوه، عبد الحسين برونسي و نواب صفوي برگزار خواهد شد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=left&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=left&gt;منبع:ساجد.اي ار&lt;/DIV&gt;&lt;!-- joscomment --&gt;&lt;LINK href=&quot;http://www.sajed.ir/pe/components/com_comment/joscomment/templates/default-green/css/template_css.css&quot; type=text/css rel=stylesheet&gt;
&lt;SCRIPT type=text/javascript&gt;
 var _JOOMLACOMMENT_MSG_DELETE = &apos;آیا از حذف این نظر مطمئن هستید؟&apos;; var _JOOMLACOMMENT_MSG_DELETEALL = &apos;آیا از حذف تمامی نظرات موجود مطمئن هستید؟&apos;; var _JOOMLACOMMENT_WRITECOMMENT = &apos;نوشتن نظر&apos;; var _JOOMLACOMMENT_SENDFORM = &apos;ارسال&apos;; var _JOOMLACOMMENT_EDITCOMMENT = &apos;ویرایش نظر&apos;; var _JOOMLACOMMENT_EDIT = &apos;ویرایش&apos;; var _JOOMLACOMMENT_FORMVALIDATE = &apos;لطفا نظر خود در رابطه با مطلب را وارد کنید.&apos;; var _JOOMLACOMMENT_FORMVALIDATE_CAPTCHA = &apos;لطفا متن مشاهده شده در تصویر رو به رو را وارد کنید.&apos;; var _JOOMLACOMMENT_FORMVALIDATE_CAPTCHA_FAILED = &apos;متن وارد شده معتبر نمی باشد. متن مشاهده شده در تصویر رو به رو را با دقت وارد کنید.&apos;; var _JOOMLACOMMENT_FORMVALIDATE_EMAIL = &apos;به جهت مطلع شدن جدید به نظر شما آدرس پست الکترونیکی خود را وارد کنید.&apos;; var _JOOMLACOMMENT_ANONYMOUS = &apos;ناشناس&apos;; var _JOOMLACOMMENT_BEFORE_APPROVAL = &apos;نظر شما با موفقیت ارسال و در لیست انتظار جهت بازبینی و انتشار توسط مدیر سایت قرار گرفت.&apos;; var _JOOMLACOMMENT_REQUEST_ERROR = &apos;درخواست انجام نشد&apos;;
&lt;/SCRIPT&gt;

&lt;SCRIPT src=&quot;http://www.sajed.ir/pe/components/com_comment/joscomment/jscripts/client.js&quot; type=text/javascript&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 15:05:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادگار امام به روایت تصویر </title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=table4 dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px dotted; BORDER-TOP: 1px dotted; FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 12px; BORDER-LEFT: 1px dotted; COLOR: #800000; BORDER-BOTTOM: 1px dotted; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-VARIANT: normal&quot; borderColor=#800080 cellSpacing=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 5px; PADDING-BOTTOM: 5px; PADDING-TOP: 5px&quot; height=20&gt;&lt;SPAN id=Note_1787&gt;&lt;B&gt; &lt;A href=&quot;http://shohada.parsiblog.com/441534.htm&quot;&gt;یادگار امام به روایت تصویر&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;              منبع:شهدا.کام&lt;/TD&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 5px; PADDING-BOTTOM: 5px; FONT: 9px tahoma; PADDING-TOP: 5px&quot; noWrap align=middle width=&quot;20%&quot; height=20&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 5px; PADDING-BOTTOM: 5px; PADDING-TOP: 5px&quot; colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;به ایام سالگرد رحلت یادگار پیر جماران سید احمد خمینی این یادگار ارزشمند انقلاب نزدیک می شویم &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;شادی روح امام و دو فرزند گرامیشان صلوات  &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;                       اللهم صل علی محمد و آل محمد &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 298px; HEIGHT: 173px&quot; height=336 src=&quot;http://www.irdc.ir/Images/upload/ahmad/9267.jpg&quot; width=380 border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 301px; HEIGHT: 218px&quot; height=452 src=&quot;http://www.irdc.ir/Images/upload/ahmad/10103.jpg&quot; width=327 border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;حاج احمد خمینی در کنار دکتر چمران &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 300px; HEIGHT: 247px&quot; height=344 src=&quot;http://www.irdc.ir/Images/upload/ahmad/25650.jpg&quot; width=236 border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 15:01:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه شهید سپهبد علی صیادشیرازی، </title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=table4 dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px dotted; BORDER-TOP: 1px dotted; FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 12px; BORDER-LEFT: 1px dotted; COLOR: #800000; BORDER-BOTTOM: 1px dotted; FONT-STYLE: normal; FONT-FAMILY: tahoma; FONT-VARIANT: normal&quot; borderColor=#800080 cellSpacing=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 5px; PADDING-BOTTOM: 5px; PADDING-TOP: 5px&quot; height=20&gt;&lt;SPAN id=Note_1787&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://shohada.parsiblog.com/461064.htm&quot;&gt;زندگینامه شهید سپهبد علی صیادشیرازی،&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;                منبع:زندگینامه ی شهدا&lt;/TD&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 5px; PADDING-BOTTOM: 5px; FONT: 9px tahoma; PADDING-TOP: 5px&quot; noWrap align=middle width=&quot;20%&quot; height=20&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 5px; PADDING-BOTTOM: 5px; PADDING-TOP: 5px&quot; colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#8080ff&gt;21 فروردین ماه مصادف است با سالگرد مرد پولادین ارتش اسلام آن شیر مدی که رهبر بر او بوسه زد و مردم در فراقش اشک ها ریختند و یاران حماسه از او باز گو نمودند و خون مطهرش درخت تنومند انقلاب را ابیاری نمود&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;اری همان امیر دولاور ارتش عشق &lt;FONT color=#ff0000&gt;شهید علی صیاد شیرازی ....... &lt;FONT color=#008000&gt;به امیدانکه ما راهم در ان دنیا شفاعت کند&lt;/FONT&gt; .......&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff8040&quot; size=3&gt;زندگینامه شهید سپهبد علی صیادشیرازی، جانشین ریاست ستاد کل نیروهای مسلح&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #400080&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Traditional Arabic&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;پیر ما گفت شهادت هنر مردان است&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P align=right&gt;سینه ستبر تاریخ مالامال از خاطرات حیات و ممات مردان مردی است که روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمین تنگ‏تر از قلب سرشار از عشقشان بوده است. عشق به یگانه هستی‏بخش که اشتیاق لقائش آرام از جسم و جان آن‏ها گرفته و سر سودایی‏شان را همواره بر آستان داشته‏ است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0080ff&gt;امیر کم‏نظیر ارتش اسلام سپهبد علی صیادشیرازی یکی از این پر و بال‏سوختگان وصال نور است که لباس زیبای شهادت زیبنده قامتش و کمترین مزد اخلاص، فداکاری و ایثار و پروانگی اوست. سردار سرافراز جبهه توحید و بسیجی آشنای جبهه‏های افتخار و شرف و نور، این سربردار هم بیدار و جهادگر عرصه‏های پیکار و شیر بیشه شجاعت و ایثار و عاشق بی‏قرار و اسوه اخلاص و استقامت با صدق و صفا، پس از عمری جهاد خالصانه و جانبازی در خطوط مقدم دفاع از اسلام و ولایت ، با پیکر خونین و چهره رنگین و مخضوب به دیار معشوق شتافت و شهید شاهد جوار قربضرت حق گردید و اجر و پاداش آن همه اخلاص و ایثار را در همین دنیای فانی نیز گرفت. تجلیل و گرامیداشت تمام برجستگان ملت و تقدیر امت اسلام در تشییع با شکوه و کم‏نظیر این سرباز فداکار اسلام گواه این مدعا است.او عاشق دلسوخته‏ای بود که در گستره خونین جبهه‏های نبرد از کوه‏های سر به فلک کشیده کردستان تا دشت‏های تفتیده خوزستان به جهاد و نماز و نیایش می‏پرداخت و در جهاد اکبرش اوج بندگی خویش را به نمایش می‏گذاشت. او صدف خود را شکسته بود تا دُرّ ناب وجودش با ذوبیقت اسلام و ولایت ظهور یابد. ادوار زندگی سرشار از خدمتش، به حق نمونه‏ای مجسم در خدمتگزاری بر این طریق بود و برای نیل به مقصود دمی آرام نداشت. او فرماندهی متدین، جدی، امیدوار، سخت‏کوش، شجاع و با اخلاص و الگویی کم‏نظیر و برتر در خدمتگزاری و وفاداری به نظام و عشق به ولایت‏بود. زندگی مشحون از مجاهدات بی‏وقفه او با شهادت به اکمال رسیده است چون که این هنر مردان خداشهید سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود. او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشکده افسری و در سال 1346 موفق به اخذ دانشنامه لیسانس از آن دانشکده شد. وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت چندسال در بخشهای مختلف ارتش بویژه در غرب کشور به پاسداری از کشور پرداخت و در سازماندهی و فعالیت نیروهای انقلابی در ارتش تلاشی گسترده داشت. &lt;BR&gt;شهید پس از پیام امام خمینی(ره) مبنی بر شناسایی نیروهای مخلص ارتش طاغوت، شناخته شد و به خاطر توان بالای سازماندهی‏اش مورد توجه حضرت امام و یاران انقلاب اسلامی قرار گرفت. وی پس طی دوره تخصصی توپخانه در آمریکا با درجه ستوان‏یکم و سمت استادی، در مرکز آموزش تخانه اصفهان به تدریس پرداخت و در همان شرایط به عنوان عنصری حزب‏اللهی در جهت‏سازماندهی نظامیان انقلابی فعالیت خود را آغاز کرد و تلاش‏های وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساماندهی ارتش و ساختار نیروهای مسلح متجلّی شاز مهمترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی غائله کردستان، می توان به تهیه طرح های عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگان های مریوان، بانه و سقز شد، اشاره کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 14:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانلود </title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;۸ کلیپ از عبدالرضا حلالی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG height=377 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://arasboys.googlepages.com/Helali-Shabe6.jpg&quot; width=336 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;برای دانلود در ادامه مطلب کلیک کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;منبع:وبلاگ تکدانه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Feb 2008 12:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وصیت نامه ی دکتر علی شریعتی</title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 10px&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT class=FONTCLS size=3&gt;وصيت نامه دکتر علي شريعتي&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG class=PICCLS id=IMG0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://old.tebyan.net/Monasebat/85/03/IMAGE/AR_30_VASIATNAME_0.JPG&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=p0&gt;... به هر حال پس از بر طرف شدن موانع خروج از کشور به قصد حج خود را آماده کرد و به عنوان يک مسلمان وصيت خود را نوشت. زمستان سال 1348 &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;« امروز دوشنبه سيزدهم بهمن ماه پس از يک هفته رنج بيهوده و ديدار چهره هاي بيهوده تر شخصيتهاي مدرج، گذرنامه را گرفتم و براي چهارشنبه جا رزرو کردم که گفتند چهار بعد از ظهر در فرودگاه حاضر شويد که هشت بعد از ظهر احتمال پرواز هست (نشانه¬اي از تحميل مدرنيزم قرن بيستم بر گروهي که به قرن بوق تعلق دارند).&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;گر چه هنوز تا مرز احتمالات ارضي و سماوي فراوان است اما به حکم ظاهر امور، عازم سفرم و به حکم شرع، در اين سفر بايد وصيت کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;وصيت يک معلم که از هيجده سالگي تا امروز که در سي و پنج سالگي است، جز تعليم کاري نکرده و جز رنج چيزي نيندوخته است چه خواهد بود؟ جز اين که همه قرضهايم را از اشخاص و از بانکها با نهايت سخاوت و بي دريغي، تماما واگذار ميکنم به همسرم که از حقوقم (اگر پس از فوت قطع نکردند) و حقوقش و فروش کتاب¬هايم و نوشته¬هايم و آن چه دارم و ندارم بپردازد؛ که چون خود مي¬داند، صورت ريزَش ضرورتي ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;همه اميدم به &quot;احسان&quot; است در درجه اول، و به دو دخترم در درجه دوم. و اين که اين دو را در درجه دوم آوردم، نه به خاطر دختر بودن آن¬ها و امل بودن من است ــ به خاطر آن است که در شرايط کنوني جامعه ما، دختر شانس آدم حسابي شدنش بسيار کم است، که دو راه بيشتر ندارد و به تعبير درست؛ دو بيراهه: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;يکي؛ همچون کلاغ ِ شوم در خانه ماندن و به قار قار کردن¬هاي زشت و نفرت بار، احمقانه زيستن که يعني زن نجيب متدين. و يا تمام شخصيت انساني و ايده¬آل و معنويش در ماتحتش جمع شدن، و تمام ارزش¬هاي متعاليش در اسافل اعضايش خلاصه شدن و عروسکي براي بازي ابله¬ها و يا کالايي براي کسبه مدرن و خلاصه دستگاهي براي مصرف کالاهاي سرمايه¬داري فرنگ شدن که يعني زن روشنفکر متجدد. و اين هر دو يکي است. گرچه دو وجهه متناقض ِ هم، اما وقتي از انسان بودن خارج شود، ديگر چه فرقي دارد که يک جغد باشد يا يک چُغوک ، يک آفتابه شود يا يک کاغذ مستراح؟ مستراح شرقي گردد يا مستراح فرنگي؟ و آنگاه در برابر اين تنها دو بيراهه¬اي که پيش پاي دختران است سرنوشت دختراني که از پدر محرومند تا چه حد مي¬تواند معجزآسا و زمانه شکن باشد؟ و کودکي تنها، در اين تند موج ِ اين سيل کثيفي که چنين پر قدرت به سراشيب باتلاق فرو مي¬رود تا کجا مي¬تواند بر خلاف جريان شنا کند و مسيري ديگر را برگزيند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;1. به لهجه خراساني يعني گنجشک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG class=PICCLS id=IMG1 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://old.tebyan.net/Monasebat/85/03/IMAGE/AR_30_VASIATNAME_1.JPG&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=p0&gt;گر چه اميدوار هستم؛ که گاه در روح¬هاي خارق¬العاده چنين اعجازي سر زده است. پروين اعتصامي از همين دبيرستان¬هاي دخترانه بيرون آمده، و مهندس بازرگان از همين دانشگاه¬ها و دکتر سحابي از ميان همين فرنگ رفته¬ها و مصدق از ميان همين &quot;دوله&quot; ها و &quot;سلطنه&quot; هاي &quot;صلصال کالفخار من حماء مسنون&quot;، و &quot;اينشتين&quot; از همين نژاد پليد و &quot;شوايتزر&quot; از همين اروپاي قسي آدمخوار و &quot;لومومبا&quot; از همين نژاد برده و &quot;مهراوه&quot; پاک از همين نجس¬هاي هند و پدرم از همين مدرسه¬هاي آخوند ريزو ... به هر حال &quot;آدم&quot; از لجن و &quot;ابراهيم&quot; از &quot;آزر&quot; بت تراش و &quot;محمد&quot; از خاندان بتخانه دار ، به دل من اميد مي¬دهند که حساب¬هاي علمي مغز را ناديده انگارد و به سر نوشت کودکانم در اين لجنزار بت پرستي و بت تراشي که همه پرده دار بت خانه مي¬پرورد اميدوار باشم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=pmatn&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;دوست مي¬داشتم که &quot;احسان&quot; متفکر، معنوي، پراحساس، متواضع، مغرور و مستقل بار آيد. خيلي مي¬ترسم از پوکي و پوچي موج نوي¬ها و ارزان فروشي و حرص و نوکر مآبي اين خواجه تاشان نسل جوان معاصر؛ و عقده¬ها و حسد¬ها و باد و بروت¬ها ي بيخودي ِ اين روشنفکران سياسي. که تا نيمه¬هاي شب منزل رفقا يا پشت ميز آبجو فروشي¬ها، از کساني که به هر حال کاري مي¬کنند بد مي¬گويند و آنها را با فيدل کاسترو مائوتسه تونگ و چه گوارا مي¬سنجند و طبعا محکوم مي¬کنند، و پس از هفت هشت ساعت در گوشي¬هاي انقلابي و کارتند[؟] و عقده گشايي¬هاي سياسي با دلي پر از رضايت از خوب تحليل کردن ِ قضاياي اجتماعي که قرن حاضر با آن در گير است و طرح درستِ مسايل ــ آنچنان که به عقل هيچکس ديگر نمي¬رسد ــ به منزل برمي¬گردند و با حالتي شبيه به چه گوارا و در قالبي شبيه لنين زير کرسي مي¬خوابند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و نيز مي¬ترسم از اين فضلاي افواه¬الرجالي شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;از روي مجلات ماهيانه، اگزيستانسياليست و مارکسيست و غيره شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و از روي اخبار خارجي راديو و روزنامه، مفسر سياسي، &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و از روي فيلم¬هاي دوبله شده به فارسي، امروزي و اروپايي،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و از روي مقالات و عکس¬هاي خبري مجلات هفتگي و نيز ديدن توريست¬هاي فرنگي که از خيابان¬هاي شهر مي¬گذرند، نيهيليست و هيپي و آنارشيست،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و يا [ از روي] نشخوار حرف¬هاي بيست سال پيش حوزه¬هاي کارگري حزب توده، ماترياليست و سوسياليست چپ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و از روي کتاب¬هاي طرح نو ، &quot;اسلام و ازدواج&quot; ، &quot;اسلام و اجتماع&quot;، &quot;اسلام و جماع&quot;، اسلام و فلان و بهمان ... اسلام شناس،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و از روي مرده ريگ انجمن پرورش افکار بيست ساله، روشنفکر مخالف خرافات، &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و از روي کتاب چه مي¬دانم، در باب کشور¬هاي در حال عقب رفتن، متخصص کشور¬هاي در حال رشد،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و از روي ترجمه هاي غلط و بي¬معني از شعر و ادب و موزيک و تئاتر و هنر امروز، صاحبنظر ِ وراج ِ لفاظِ ضد بشرِ هذيان گوي ِ مريض ِ هروئين گراي ِ خنگ، که يعني: ناقد و شاعر نوپرداز و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=pmatn&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;خلاصه من به او &quot;چه شدن&quot; را تحميل نمي¬کنم. او آزاد است. او خود بايد خود را انتخاب کند. من يک اگزيستانسياليست هستم. البته اگزيستانسياليستم ويژه خودم؛ نه تکرار و تقليد و ترجمه. که از اين سه تا ي منفور هميشه بيزارم. به همان اندازه که از آن دو تاي ديگر؛ تقي زاده و تاريخ، از نصيحت نيز هم، از هيچکس هيچوقت نپذيرفته¬ام. و به هيچکس، هيچوقت نصيحت نکرده¬ام. هر رشته¬اي را بخواهد مي¬تواند انتخاب کند. اما در انتخاب آن، ارزش فکري و معنوي بايد ملاک انتخاب باشد، نه بازار داشتن و گران خريدنش. من مي¬دانستم که به جاي کار در فلسفه و جامعه شناسي و تاريخ، اگر آرايش مي¬خواندم يا بانکداري و يا گاوداري و حتا جامعه شناسي به درد بخور، آنچنانکه جامعه شناسان نوظهور ما برانند که فلان ده يا موسسه يا پروژه را اتود مي¬کنند و تصادفا به همان نتايج علمي مي¬رسند که صاحبکار سفارش داده، امروز وصيتنامه¬ام، به جاي يک انشاء ادبي، شده بود صورتي مبسوط از سهام و املاک و منازل و مغازه¬ها و شرکت¬ها و دم و دستگاه¬ها که تکليفش را بايد معلوم مي¬کردم و مثل حال، به جاي اقلام، الفاظ رديف نمي¬کردم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=pmatn style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG class=PICCLS id=IMG2 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://old.tebyan.net/Monasebat/85/03/IMAGE/AR_30_VASIATNAME_2.JPG&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=p0&gt;اما بيرون از همه حرف¬هاي ديگر اگر ملاک را لذت جستن تعيين کنيم، مگر لذت انديشيدن، لذت يک سخن خلاقه، يک شعر هيجان آور، لذت زيبايي¬هاي احساس و فهم و مگر ارزش برخي کلمه¬ها از لذت موجودي حساب جاري يا لذت فلان قباله محضري کمتر است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;چه موش آدمياني که فقط از بازي با سکه در عمر لذت مي¬برند! و چه گاوانسان¬هايي که فقط از آخورآباد و زير سايه درخت چاق مي¬شوند. من اگر خودم بودم و خودم، فلسفه مي¬خواندم و هنر. تنها اين دو است که دنيا براي من دارد. خوراکم فلسفه، و شرابم هنر، و ديگر بس. اما من از آغاز متأهل بودم، ناچار بايد براي خانواده¬ام کار مي¬کردم و براي زندگي آنها زندگي مي¬کردم. ناچار جامعه شناسي مذهبي و جامعه شناسي جامعه مسلمانان که به استطاعت اندکم شايد براي مردمم کاري کرده باشم، براي خانواده گرسنه و تشنه و محتاج و بي کسم، کوزه آبي آورده باشم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;او آزاد است که خود را انتخاب کند و يا مردم را، اما هرگز نه چيز ديگري را، که جز اين دو هيچ چيز در اين جهان به انتخاب کردن نمي¬ارزد، پليد است، پليد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;فرزندم! تو مي¬تواني هر گونه &quot;بودن&quot; را که بخواهي باشي، انتخاب کني. اما آزادي انتخاب تو در چارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخابي بايد انسان بودن نيز همراه باشد و گرنه ديگر از آزادي و انتخاب سخن گفتن بي معني است، که اين کلمات ويژه خداست و انسان و ديگر هيچکس، هيچ چيز.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;انسان يعني چه؟ انسان موجودي است که آگاهي دارد ( به خود و جهان) و مي¬آفريند (خود را و جهان را) و تعصب مي¬ورزد و مي¬پرستد و انتظار مي¬کشد و هميشه جوياي مطلق است؛ جوياي مطلق. اين خيلي معني دارد. رفاه، خوشبختي، موفقيت¬هاي روزمره زندگي و خيلي چيز¬هاي ديگر به آن صدمه مي¬زند. اگر اين صفات را جزء ذات آدمي بدانيم، چه وحشتناک است که مي¬بينيم در اين زندگي مصرفي و اين تمدن رقابت و حرص و برخورداري، همه دارد پايمال مي¬شود. انسان در زير بار سنگين موفقيت¬هايش دارد مسخ مي¬شود، علم امروز انسان را دارد به يک حيوان قدرتمند بدل مي¬کند. تو هر چه مي¬خواهي باشي باش اما ... آدم باش.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;2. مقصود او در اينجا از خانواده اجتماع است و مقصود از تأهل، تعهد به مردم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;اگر پياده هم شده است سفر کن. در ماندن، مي¬پوسي. هجرت کلمه بزرگي در تاريخ &quot;شدن&quot; انسان¬ها و تمدن¬ها است. اروپا را ببين. اما وقتي ايران را ديده باشي، وگرنه کور رفته¬اي، کر باز گشته¬اي. افريقا مصراع دوم بيتي است که مصراع اولش اروپا است. در اروپا مثل غالب شرقي¬ها بين رستوران و خانه و کتابخانه محبوس ممان. اين مثلث بدي است. اين زندان سه گوش همه فرنگ رفته¬هاي ماست. از آن اکثريتي که وقتي از اين زندان روزنه¬اي به بيرون مي¬گشايند و پا به درون اروپا مي¬گذارند، سر از فاضلاب شهر بيرون مي¬آورند حرفي نمي¬زنم که حيف از حرف زدن است. اين¬ها غالبا پيرزنان و پير مردان خارجي دوش و دختران خارجي گز فرنگي را با متن راستين اروپا عوضي گرفته¬اند. چقدر آدم¬هايي را ديده¬ام که بيست سال در فرانسه زندگي کرده¬اند و با يک فرانسوي آشنا نشده¬اند. فلان آمريکايي که به تهران مي¬آيد و از طرف مموش¬هاي شمال شهر و خانواده¬هاي قرتي ِ لوس ِاشرافي ِکثيفِ عنتر ِفرنگي احاطه مي¬شود، تا چه حد جو خانواده ايراني و روح جاده [ساده؟] شرقي و هزاران پيوند نامرئي و ظريف انساني خاص قوم را لمس کرده¬است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG class=PICCLS id=IMG3 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://old.tebyan.net/Monasebat/85/03/IMAGE/AR_30_VASIATNAME_3.JPG&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=p0&gt;اگر به اروپا رفتي اولين کارت اين باشد که در خانواده¬اي اتاق بگيري که به خارجي¬ها اتاق اجاره نمي¬دهند. در محله¬اي که خارجي¬ها سکونت ندارند. از اين حاشيه مصنوعي ِبيمغز ِآلوده دور باش. با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش. &quot;کن مع الناس و لا تکن مع الناس&quot; واقعا سخن پيغمبرانه است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;واقعيت، خوبي، و زيبايي؛ در اين دنيا جز اين سه، هيچ چيز ديگر به جستجو نمي¬ارزد.. نخستين، با انديشيدن، علم. دومين، با اخلاق، مذهب. و سومين، با هنر، عشق.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;[عشق] مي¬تواند تو را از اين هر سه محروم کند. يک احساساتي لوس سطحي هذيان گوي خنگ. چيزي شبيه &quot;جواد فاضل&quot;، يا متين¬ترَش؛ &quot;نظام وفا&quot;، يا لطيف تـَرَش؛ &quot;لامارتين&quot;، يا احمق تـَرَش؛ &quot;دشتي&quot;، يا کثيف تـَرَش؛&quot;بليتيس&quot;! و نيز مي¬تواند تو را از زندان تنگ زيستن، به اين هر سه دنياي بزرگ پنجره¬اي بگشايد و شايد هم دري ... و من نخستينش را تجربه کرده¬ام و اين است که آن را &quot;دوست داشتن&quot; نام کرده¬ام. که هم، همچون علم و بهتر از علم آگاهي مي¬بخشد و هم همچون اخلاق، روح را به خوب بودن مي¬کشاند و خوب شدن. و هم زيبايي و زيبايي¬ها (که کشف مي¬کند،که مي¬آفريند) چقدر در اين دنيا بهشت¬ها و بهشتي¬ها نهفته است. اما نگاه¬ها و دل¬ها همه دوزخي است. همه برزخي است که نمي¬بيند و نمي¬شناسد. کورند و کرند. چه آوازهاي ملکوتي که در سکوت عظيم اين زمين هست و نمي¬شنوند. همه جيغ و داد و غرغرو نق نق و قيل و قال و وراجي و چرت و پرت و بافندگي و محاوره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;واي، که چقدر اين دنياي خالي و نفرت بار براي فهميدن و حس کردن سرمايه دار است! لبريز است! چقدر مايه¬هاي خدايي که در اين سرزمين ابليس نهفته¬است! زندگي کردن وقتي معني مي¬يابد که فن استخراج اين معادن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;3. با مردم باش و با مردم مباش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;ناپيدا را بياموزي و تو مي¬داني که چقدر اين حرف با حرف¬هاي &quot;ژيد&quot; به &quot;ناتانائل&quot;ش شبيه است، با آن متناقض است! تنها نعمتي که براي تو در مسير اين راهي که عمر نام دارد آرزو مي¬کنم، تصادف با يکي دو روح فوق¬العاده است، با يکي دو دل بزرگ، با يکي دو فهم عظيم و خوب و زيبا است. چرا نمي¬گويم بيشتر؟ بيشتر نيست. &quot; يکي&quot; بيشترين عدد ممکن است. &quot;دو&quot; را براي وزن کلام آوردم و، نيست. گرچه من به اعجاز حادثه¬اي، اين کلام موزون را در واقعيت ِ ناموزون زندگيم، به حقيقت، داشتم.&quot;برخوردم&quot; (به هر دو معني کلمه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;&quot;کوير&quot; را براي لمس کردن روحي که به ميراث گرفته¬ام و به ميراثت مي¬دهم بخوان و آن دستخط پشت عکسم را که در پاسخ خبر تولدت فرستادم براي تنها و تنها &quot;نصيحت&quot; که در زندگي مرتکب شده¬ام حفظ کن( به هر دو معني کلمه) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;اما تو &quot;سوسن&quot; ساده مهربان ِاحساساتي ِزيباشناس ِ منظم ِدقيق و تو &quot;سارا&quot;ي رندِ عميق ِ عصيانگرِ مستقل. براي شما هيچ توصيه¬اي ندارم. در برابر اين تند بادي که بر آينده پيش ساخته شما مي¬وزد، کلمات که تنها امکاناتي است که اکنون در اختيار دارم چه کاري مي¬توانند کرد؟ اگر بتوانيد در اين طوفان کاري کنيد، تنها به نيروي اعجاز گري است که از اعماق روح شما سر زند، جوش کند و اراده¬اي شود مسلح به آگاهي¬اي مسلط بر همه چيز و نقاد هر چه پيش مي¬آورند و دور افکننده هر لقمه¬اي که مي¬سازند. چه سخت و چه شکوهمند است که آدمي طباخ غذاهاي خويش باشد. مردم همه نشخوار کنندگانند و همه خورندگان آنچه برايشان پخته¬اند. دعواي امروز بر سر اين است که لقمه کدام طباخي را بخورند . هيچکس به فکر لقمه ساختن نيست. آنچه مي¬خورند غذاهايي است که ديگران هضم کرده¬اند. و چه مهوع!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;آن هم کي ها مي¬سازند؟! رهبران روشنفکر ِزنان ِامروز ِاجتماع ما! آن¬ها که مدل نوين زن بودن شده¬اند! &quot;هفده دي¬اي ها&quot;! آزادزنان! اين تنها صفتي است که آن¬ها موصوفات راستين آنند؛ آزاد از ... عفت کلام اجازه نمي¬دهد. اين چادر هاي سياه را، نه فرهنگ و تمدن جديد، و نه رشد فکري، و نه شخصيت يافتن واقعي، و نه آشنايي با روح و بينش و مدنيت اروپا، بلکه آجان و قيچي از سر اينان برداشت، بر اندام اينان دريد، و آنگاه نتيجه اين شد که همان &quot;شاباجي خانم&quot; شد که بود، منتها به جاي حنا بستن، گلمو مي¬زند و به جاي خانه نشستن و غيبت کردن، شب &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;4. مقصود دکتر احتمالا اين کلمات باشد: &quot;پوران عزيزم اين عکس را که چند لحظه پس از شنيدن خبر تولد احسان در يک کافه برداشته¬ام به رسم يادگار به تو تقديم مي کنم آثار پيري و &quot;بابا&quot; شدن به همين زودي در چهره ام نمايان است آن را به يادگار نگه دار تا بيست سال ديگر اين خط شعر را که از زبان فردوسي به تو مي نويسم بخواند و بداند که ميراث اجدادي خويش را که جز کتاب و فقر و آزادگي نيست چگونه بايد حفظ کند و او نيز جز رنج و علم و شرف در حيات خويش چيزي نيندوزد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;چنين گفت مر جفت را نره شير&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;که فرزند ما گر نباشد دلير&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;ببريم از او مهر و پيوند پاک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;پدرش آب دريا و مادرش خاک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;1338 پاريس علي شريعتي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;آن هم کي ها مي¬سازند؟! رهبران روشنفکر ِزنان ِامروز ِاجتماع ما! آن¬ها که مدل نوين زن بودن شده¬اند! &quot;هفده دي¬اي ها&quot;! آزادزنان! اين تنها صفتي است که آن¬ها موصوفات راستين آنند؛ آزاد از ... عفت کلام اجازه نمي¬دهد. اين چادر هاي سياه را، نه فرهنگ و تمدن جديد، و نه رشد فکري، و نه شخصيت يافتن واقعي، و نه آشنايي با روح و بينش و مدنيت اروپا، بلکه آجان و قيچي از سر اينان برداشت، بر اندام اينان دريد، و آنگاه نتيجه اين شد که همان &quot;شاباجي خانم&quot; شد که بود، منتها به جاي حنا بستن، گلمو مي¬زند و به جاي خانه نشستن و غيبت کردن، شب نشيني مي¬کند و پاسور مي¬زند. يک &quot;ملا باجي&quot; اگر ناگهان تنبانش را در آورد و يا به زور درآوردند چه تغييراتي در نگاه و احساس و تفکر و شخصيتش رخ خواهد داد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;اما مسأله به همين سادگي¬ها نيست. &quot;زن روز&quot; آمار داده¬است که از 1956 تا 66 (ده سال) موسسات آرايش و مصرف لوازم آرايش در تهران پانصد برابر شده است. و اين تنها منحني تصاعدي مصرف در دنيا و در تاريخ اقتصاد است و نيز تنها علت غايي همه اين تجدد بازي ها و مبارزه با خرافات و آزاد شدن نيمي از اندام اجتماع که تا کنون فلج بود و زنداني بود و از اين حرف¬ها ... اما اين¬ها باز يک فضيلت را دارايند. يعني يک امتياز بر رقباي املشان. .... چه گرفتاري عجيبي در قضاوت ميان اين دو صفِ متجانس ِمتخاصم پيدا کرده¬ام. هر وقت آن &quot;ملاباجي گشنيز خانم¬ها&quot; را مي¬بينم مي¬گويم؛ باز هم آن¬ها. و هر وقت آن &quot;جيگي جيگي ننه خانم¬ها&quot; را مي¬بينم، مي¬گويم باز هم همين¬ها.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و اما تو همسرم. چه سفارشي مي¬توانم به تو داشت؟ تو که با از دست دادن من هيچکسي را در زندگي کردن از دست نداده¬اي. نه در زندگي، در زندگي کردن. به خصوص بدان گونه که مرا مي¬شناسي و بدان صفات که مرا مي¬خواني. نبودن من خلائي در ميان داشتن¬هاي تو پديد نمي¬آورد. و با اين حال که چنان تصويري از روح من در ذهن خود رسم کرده¬اي وفاي محکم و دوستي استوار و خدشه ناپذيرت به اين چنين مني، نشانه روح پر از صداقت و پاکي و انسانيت توست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;به هر حال اگر در شناختن صفات اخلاقي و خصايل شخصيت انساني من اشتباه کرده باشي در اين اصل هر دو هم عقيده¬ايم که: اگر من هم انسان خوبي بوده¬ام همسر خوبي نبوده¬ام. و من به هر حال آن قدر خوب هستم که بدي¬هاي خويش را اعتراف کنم و آنقدر قدرت دارم که ضعف¬هايم را کتمان نکنم و در شايستگيم همين بس که خداوند با دادن تو آنچه را به من نداده است جبران کرده است و اين است که اکنون در حالي که همچون يک محتضر وصيت مي¬کنم ، احساس محتضر ندارم. که با بودن تو، مي¬دانم که نبودن ِمن، هيچ کمبودي را در زندگي کودکانم پديد نمي¬آورد و تنها احساسي که دارم همان است که در اين شعر توللي آمده¬است که:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;برو اي مرد، برو چون سگ آواره بمير/ که وجود تو به جز لعن خداوند نبود// سايه شوم تو جز سايه ناکامي و يأس/ بر سر همسر و گهواره فرزند نبود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;از طرف مالي، تنها يادآوري اين است که به حساب خودم آنچه را از پول خود در هنگام زلزله خرج کردم از حساب 2 بانک تعاوني و توزيع برداشت کرده¬ام، و البته دلم از اين کار چرکين بود و قصد داشتم در عيد امسال که قرضي مي¬کنم يا چيزي مي¬فروشم، براي پول منزل آن را مجددا باز گردانم و اميدوارم تو اين کار را بکني.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;آرزوي ديگرم اين بود که يک سهم آب و زمين از &quot;کاهه&quot; بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزينه تحصيل شاگردان ممتاز مدرسه اين ده شود که در سبزوار تحصيلاتشان را تا سيکل يا ديپلم ادامه دهند (ماهي جهارصد و پنجاه تومان براي هر فرد و بنا بر اين سالي سه محصل مي¬توانند از اين بابت درس بخوانند البته با کمک¬هاي اضافي من و خانواده خودش)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;کار سوم اين که جمعي از شاگردان آشنايم همه حرف¬ها و درس¬هاي چهار سال دانشکده را جمع و تدوين کنند و منتشر سازند که بهترين حرف¬هاي من در لابلاي همين درس¬هاي شفاهي و گفت و شنود¬هاي متفرقه نهفته است. ... و نيز کنفرانس¬هاي دانشکاهيم جداگانه، و نوشته¬هاي ادبيم در سبک کوير، جدا؛ و نوشته¬هاي پراکنده فکري و تحقيقيم جدا، و آنچه در اروپا نوشته¬ام جمع آوري شود و نگهداري، تا بعد¬ها که انشاءالله چاپ شود. . شعرهايم همه به دقت جمع آوري شود و سوزانده شود که نماند، مگر &quot;قوي سپيد&quot; و &quot;غريب راه&quot; و &quot;در کشور&quot; و &quot;شمع زندان&quot; و درس¬هاي اسلام شناسي، از &quot;سقيفه به بعد&quot;، با &quot;امت و امامت&quot; در ارشاد و کنفرانس¬هاي مربوط به حضرت علي و علت تشيع ايرانيان و ديالکتيک پيدايش فرق در اسلام و هر چه به اين زمينه¬ها مي¬آيد از جمله &quot;بيعت&quot; در کانون مهندسين و &quot;علي حقيقتي بر گونه اساطير&quot; و ... همه در يک جلد به نام جلد دوم اسلام شناسي تحت عنوان &quot;امت و امامت&quot; تدوين شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;اگر مترجمي شايسته پيدا شد متن مصاحبه مرا با &quot;گيوز&quot; به فارسي ترجمه کند. در باره اين آثار بخصوص کتاب DESALIENATION DES SOCIETES MUSULMANS مرا و همچنين مقاله SOCIOLOGIE D’INITIATION مرا که با چهار جامعه شناس خارجي تحقيق کرده¬ايم و &quot;اوت زتود&quot; چاپ کرده است. کتاب L’ANGE SOLITAIRE مرا دلم نمي¬خواهد ترجمه کنند. کار گذشته¬اي و رفته¬اي است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;همه التماس¬هايت را از قول من نثار ... عزيزم کن که آنچه را از من جمع کرده و در باره¬ام نوشته از چاپش منصرف شود که خيلي رنج مي¬برم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;از دوستانم که در سال¬هاي اخير به علت انزوايي که داشتم و خود معلول حالت روحي و فشار طاقت شکن فکري و عصبي بود، از من آزرده شده¬اند، پوزش مي¬طلبم.و اميدوارم بدانند که دوري از آن¬ها نبود، گريز به خودم بود و اين دو، يکي نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;کتاب &quot;کوير&quot; را با اتمام آخرين مقاله و افزودن &quot;داستان خلقت&quot; يا &quot;دردبودن&quot; پس از پاکنويس تمام کنيد و منتشر سازيد. مقدمه¬اش تنها نوشته عين القضاة است. و در اولين صفحه¬اش اين جمله &quot;توماس ولف&quot;: &quot;نوشتن براي فراموش کردن است نه براي به ياد آوردن&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;در پايان اين حرف¬ها بر خلاف هميشه احساس لذت و رضايت مي¬کنم که عمرم به خوبي گذشت. هيچوقت ستم نکردم. هيچوقت خيانت نکردم و اگر هم به خاطر اين بود که امکانش نبود، باز خود سعادتي است. تنها گناهي که مرتکب شده¬ام، يک بار در زندگيم بود که به اغواي نصيحتگران ِبزرگتر، و به فن کلاهگذاري سر خدا ... ، در هيجده سالگي، اولين پولي که پس از هفت هشت ماه کار، يکجا حقوقم را دادند و پولي که از مقاله نويسي جمع کرده بودم، پنج هزار تومان شد. و چون خرجي نداشتم، گفتند به بيع وشرط بده. من هم از معني اين کثافتکاري بيخبر، خانه کسي را گرو کردم به پنج هزار تومان، و به خودش اجاره دادم ماهي صد تومان. و تا پنج شش ماه، ماهي صد تومان ربح پولم را به اين عنوان مي¬گرفتم . و بعد فهميدم که بر خلاف عقيده علما و مصلحين دنيا، اين يک کار پليدي است و قطعش کردم و اصل پولم را هم به هم زدم. اما لکه چرکش هنوز بر زلال قلبم هست و خاطره اش بوي عفونت را از عمق جانم بلند مي¬کند و کاش قيامت باشد و آتش و آن شعله¬ها که بسوزاندش و پاکش کند. و گناه ديگرم که به خاطر ثوابي مرتکب شدم و آن مرگ دوستي بود که شايد مي¬توانستم مانعش شوم، کاري کنم که رخ ندهد، نکردم. گر چه نمي¬دانستم که به چنين سرنوشتي مي¬کشد و نمي¬دانم چه بايد مي¬کردم. در اين کار احساس پليدي نمي¬کنم. اما ده سال تمام گداخته¬ام و هر روز هم بدتر مي¬شود و سخت¬تر. و اگر جرمي بوده است آتش مکافاتش را ديده¬ام و شايد بيش از جرم. و جز اين، اگر انجام ندادن خدمتي يا دست نزدن به فداکاري گناه نباشد، ديگر گناهي سراغ ندارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و خدا را سپاس مي¬گزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترين&quot;شغل&quot; را در زندگي مبارزه براي آزادي مردم و نجات ملتم مي¬دانستم و اگر اين دست نداد بهترين شغل يک آدم خوب، معلمي است و نويسندگي و من از هيجده سالگي کارم، اين هر دو. و عزيزترين و گران¬ترين ثروتي که مي¬توان به دست آورد، محبوب بودن و محبتي زاده ايمان، و من تنها اندوخته¬ام اين، و نسبت به کارم و شايستگيم، ثروتمند، و جز اين، هيچ ندارم. و اميدوارم اين ميراث را فرزندانم نگاه دارند و اين پول را به ربح دهند و رباي آن را بخورند که حلال¬ترين لقمه است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و حماسه¬ام اين که کارم گفتن و نوشتن بود و يک کلمه را در پاي خوکان نريختم. يک جمله را براي مصلحتي حرام نکردم و قلمم هميشه ميان من و مردم در کار بود و جز دلم يا دماغم کسي را و چيزي را نمي¬شناخت و فخرم اين که در برابر هر مقتدر تر از خودم متکبرترين بودم و در برابر هر ضعيف تر از خودم متواضعترين.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و آخرين وصيتم، به نسل جواني که وابسته آنم. و از آن ميان به خصوص روشنفکران، و از اين ميان بالاخص شاگردانم که هيچوقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمي¬توانسته¬اند به سادگي مقامات حساس و موفقيت¬هاي سنگين به دست آورند اما آنچه را در اين معامله از دست مي¬دهند بسيار گرانبها تر از آن چيزي است که به دست مي¬آورند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و ديگر اين سخن يک لا ادري فرنگي که در ماندن من سخت سهيم بوده¬است که &quot;شرافت مرد همچون بکارت يک زن است. اگر يک بار لکه دار شد ديگر هيچ چيز جبرانش را نمي¬تواند&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و ديگر اين که نخستين رسالت ما کشف بزرگ¬ترين مجهول غامضي است که از آن کمترين خبري نداريم و آن &quot;متن مردم&quot; است و پيش از آن که به هر مکتبي بگرويم بايد زباني براي حرف زدن با مردم بياموزيم و اکنون گنگيم. ما از آغاز پيدايشمان زبان آنها را از ياد برده¬ايم و اين بيگانگي، قبرستان همه آرزوهاي ما و عبث کننده همه تلاش¬هاي ماست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;و آخرين سخنم به آن¬ها که به نام روشنفکري، گرايش مذهبي مرا ناشناخته و قالبي مي¬کوبيدند، اين که:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;دين چو مني گزاف و آسان نبود / روشن تر از ايمان من ايمان نبود // در دهر چو من يکي و آن هم کافر! / پس در همه دهر يک مسلمان نبود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;ايمان در دل من، عبارت از آن سير صعودي¬اي است که پس از رسيدن به بام عدالت اقتصادي _ به معناي علمي کلمه _ و آزادي انساني _ به معناي غير بورژوازي اصطلاح _ در زندگي آدمي آغاز مي¬شود.»&lt;/P&gt;
&lt;P class=p0&gt;منبع:وصیت نامه ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 12:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی نامه ی امام خمینی(ره)</title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>در روز بيستم جمادي الثاني 1320 هجري قمري مطابق با 30 شهريور 1281 هجري شمسي (24 سپتامبر 1902 ميلادي) در شهرستان خمين از توابع استان مركزي ايران در خانواده اي اهل علم و هجرت و جهاد و در خانداني از سلاله زهراي اطهر سلام الله عليها، روح الله الموسوي الخميني پاي بر خاكدان طبيعت نهاد. &lt;BR&gt;                                       &lt;IMG alt=&quot;امام خميني&quot; src=&quot;http://news.hekmatschool.com/Image/news/279/emam_01.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او وارث سجاياي آبا و اجدادي بود كه نسل در نسل در كار هدايت مردم و كسب معارف الهي كوشيده اند. پدر بزرگوار امام خميني مرحوم آيه الله سيد مصطفي موسوي از معاصرين مرحوم آيه الله العظمي ميرزاي شيرازي (رض)، پس از آنكه سالياني چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامي را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نايل آمده بود به ايران بازگشت و در خمين ملجا مردم و هادي آنان در امور ديني بود. در حاليكه بيش از 5 ماه از ولادت روح الله نمي گذشت، طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت، نداي حق طلبي پدر را كه در برابر زورگوئيهايشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسير خمين به اراك وي را به شهادت رساندند. بستگان شهيد براي اجراي حكم الهي قصاص به تهران (دارالحكومه وقت) رهسپار شدند و بر اجراي عدالت اصرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بدين ترتيب امام خميني از اوان كودكي با رنج يتيمي آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وي دوران كودكي و نوجواني را تحت سرپرستي مادر مومنه اش (بانو هاجر) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آيه الله خوانساري (صاحب زبده التصانيف) بوده است و همچنين نزد عمه مكرمه اش (صاحبه خانم) كه بانويي شجاع و حق جو بود، سپري كرد اما در سن 15 سالگي از نعمت وجود آن دو عزيز ني محروم گرديد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حضرت امام از سنين كودكي و نوجواني با بهره گيري از هوشي سرشار، قسمتي از معارف متداول روز و علوم مقدماتي و سطح حوزه هاي دينيه، از آن جمله ادبيات عرب، منطق و فقه و اصول را نزد معلمين و علماي منطقه (نظير آقا ميرزا محمود افتخار العلما، مرحوم ميرزا رضا نجفي خميني، مرحوم آقا شيخ علي محمد بروجردي، مرحوم آقا شيخ محمد گلپايگاني و مرحوم آقا عباس اراكي و بيش ازهمه نزد برادر بزرگش آيه الله سيدمرتضي پسنديده) فرا گرفت و در سال 1298 هـ ش عازم حوزه علميه اراك شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                           &lt;IMG alt=&quot;امام خميني&quot; src=&quot;http://news.hekmatschool.com/Image/news/279/emam_02.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تحصيل و تدريس&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اندكي پس از هجرت آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حايري يزدي رحمه الله عليه (نوروز 1300 هجري شمسي، مطابق با رجب المرجب 1340 هجري قمري) امام خميني نيز رهسپار حوزه علميه قم گرديد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلي علوم حوزوي را نزد اساتيد حوزه قم طي كرد. كه مي توان از فرا گرفتن تتمه مباحث كتاب مطول (در علم معاني و بيان) نزد مرحوم آقا ميرزا محمد علي اديب تهراني و تكميل دروس سطح نزد مرحوم آيه الله سيدمحمد تقي خوانساري، و بيشتر نزد مرحوم آيه الله سيد علي يثربي كاشاني و دروس خارج فق و اصول نزد زعيم حوزه قم آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حايري يزدي رضوان الله عليهم نام برد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روح حساس و جستجوگر امام خميني باعث مي شد تا ايشان تنها به ادبيات عرب و دروس فقه و اصول بسنده نكند و به ديگر رشته هاي علمي نيز علاقمندانه روي آورد. از اينرو همزمان با فراگيري فقه و اصول نزد فقها و مجتهدين وقت به فراگيري رياضيات و هئيت و فلسفه نزد مرحوم حاج سيدابوالحسن رفيعي قزويني و ادامه همين دروس به اضافه علوم معنوي و عرفاني نزد مرحوم آقا ميرزا علي اكبر حكمي يزدي و عروض و قوافي و فلسفه اسلامي و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شيخ محمد رضا مسجد شاهي اصفهاني و اخلاق و عرفان را نزد مرحوم آيه الله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي و عاليترين سطوح عرفان نظري و عملي را به مدت شش سال نزد مرحوم آيه الله آقا ميرزا محمد علي شاه آبادي ـ اعلي الله مقاماتهم ـ بپردازد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                             &lt;IMG alt=&quot;امام خميني&quot; src=&quot;http://news.hekmatschool.com/Image/news/279/emam_03.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از رحلت آيه الله العظمي حايري يزدي تلاش امام خميني به همراه جمعي ديگر از مجتهدين حوزه علميه قم به نتيجه رسيد و آيه الله العظمي بروجردي (رض) به عنوان زعيم حوزه علميه عازم قم گرديد. در اين زمان. امام خميني به عنوان يكي از مدرسين و مجتهدين صاحب راي در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته مي شد و زهد و وارستگي، تعبد و تقواي او زبانزد خاص و عام بود. همين خصلتهاي متعالي كه از طريق سالها مجاهده با نفس و رياضتهاي شرعي و تجربه مباني و مفاهيم عرفاني در متن زندگي شخصي و اجتماعي به دست آمده بودند و همچنين مشي سياسي حضرت امام كه سخت معتقد به حفظ كيان حوزه ها و اقتدار روحانيت و زعامت ديني به عنوان تنها پناهگاه مردم در آن روزها ي خطير و پرآشوب بود، اين عوامل موجب مي شدند تا آن حضرت عليرغم شايستگيها و اختلاف نظرها، همواره علم و فضل و تلاش خويش را در خدمت به تحكيم حوزه تازه تاسيس علميه قم و به عنوان مدافعي دلسوز در كنار آيه الله العظمي حايري و آيه الله العظمي بروجردي باقي بماند. پس از رحلت آيه الله بروجردي نيز امام خميني علي رغم رويكرد گسترده طلاب و فضلا و جامعه اسلامي به ايشان به عنوان يكي از مراجع تقليد، از هر گونه اقدامي كه شائبه موقعيت طلبي و مقام خواهي داشته باشد به شدت پرهيز داشت و دوستان خويش را همواره به بي اعتنايي به اينگونه مسائل فرا مي خواند. در زماني كه آگاهان جامعه اسلامي گرد وجود او را به عنوان منادي اسلام راستين گرفتند و آرزوهاي خويش را در تقوي و علم و آگاهيهاي وي يافتند، كمترين تغييري در مشي و منش امام خميني پديد نيامد و اين تكيه كلام هميشگي او بود كه مي فرمود:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                               &lt;IMG alt=&quot;امام خميني&quot; src=&quot;http://news.hekmatschool.com/Image/news/279/emam_04.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«من خود را خادم و سرباز اسلام و ملت مي دانم».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حضرت امام طي سالهاي طولاني در حوزه علميه قم به تدريس چندين دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامي در مدرسه فيضيه، مسجد اعظم، مسجد محمديه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسي و.. .. همت گماشت و در حوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال در مسجد شيخ اعظم انصاري (ره) معارف اهل بيت و فقه را در عاليترين سطوح تدريس نمود و در نجف بود كه براي نخستين بار مباني نظري حكومت اسلامي را در سلسله درسهاي ولايت فقيه بازگو نمود. به گفته شاگردان ايشان درس امام خميني از معتبرترين كانونهاي درسي حوزه محسوب مي شد و در برخي از دوره هاـ سالهاي تدريس در حوزه علميه قم ـ شاگردان حاضر در محضر استاد به 1200 نفر هم رسيده بود كه در ميان آنان دهها تن از مجتهدين مسلم و شناخته شده حاضر بودند و ازمكتب فقه و اصول امام خميني بهره مي بردند. از بركات سالها تدريس امام خميني تربيت صدها و بلكه به اعتبار مدت طولاني تدريس هزاران عالم و فرزانه اي بوده است كه هر يك از آنها اينك روشني بخش حوزه هاي دينيه اند و مجتهدان و فقيهان و عرفاي برجسته و مطرح امروز در حوزه علميه قم و ديگر مراكز ديني در زمزه شاگردان مكتب آن حضرت مي باشند و متفكراني همچون علامه شهيد استاد مطهري و شهيد مظلوم دكتر بهشتي افتخارشان اين بود كه سالها از محضر آن عارف كامل فيض برده اند. و امروزه چهره هاي درخشان روحانيتي كه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي را در مصادر امور كشور راهبري مي كنند از تربيت يافتگان مكتب فقهي و سياسي امام خميني بشمار مي روند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;صفات بارز امام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام خميني (ره) از نظر علم و عمل، درك عميق معرفتي و نيز تقواي عملي و علمي، از بزرگ ترين شخصيت هاي اسلامي به شمار مي آمد. ايشان هم چنين در انديشه ديني و تسلط بر معارف تشيع، وارستگي، تهذيب نفس، شجاعت، درك زمان، شناخت جامعه، رأفت با دوستان و شدت با دشمنان بي نظير بود. اراده پولادين وي كه ريشه در ايمان و اتكايش به خداوند داشت، اجازه نمي داد هيچ مانعي در عملي ساختن مقاصد والايش جلودار شود. ايشان در عين حال انساني بسيار مهربان، سرشار از عطوفت، خويشتن دار و پرهيز كار بود و صبر و استقامت، مانع از آن بود كه سخت ترين حوادث، خللي در اراده ايشان در رسيدن به هدف ايجاد كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قاطعيت امام (ره):&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زماني كه امام خميني (ره) امري را وظيفه و تكليف شرعي خويش تشخيص مي دادند، اگر ساير افراد هم با آن مخالفت مي كردند، با قاطعيت تمام و بدون هيچ ترس و واهمه اي آن را دنبال كرده و انجام مي دادند. ايشان در زمان پهلوي، خطاب به فرستاده رژيم شاه مي گويند: «اين را بدانيد تا زنده هستم، اگر در خانه ام را هم به رويم ببنديد، از پاي نخواهم نشست و با اين نيش قلم، عليه شما خواهم نوشت و اگر نشد، از شكاف در سخنم را به مردم خواهم رساند».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سيماي مردمي امام (ره):&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جمله ويژگي هاي رهبري الهي امام خميني (ره) آميختگي بعد الهي با روح مردم داري ايشان بود. حضرت امام (ره) پيوسته خود را خدمتگزار و عاشق مردم مي دانستند. ايشان مي فرمودند: «مردم شريف ايران! من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مي دانم و شما مي دانيد كه من به شما عشق مي ورزم و شما را مي شناسم، شما هم مرا مي شناسيد».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نظم در زندگي:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام خميني در پيروي از فرمايش امام علي (ع)، در رعايت پرهيزكاري و نظم در امور، از نمونه هاي كامل به شمار مي روند كه ضمن تهذيب نفس و تقوا، براي تمامي ساعات شبانه روز برنامه اي خاص داشتند. تمامي كارهاي ايشان، از جمله مطالعه، عبادت، دعا و نيايش، رسيدگي به امور مسلمانان و كشورهاي اسلامي، استراحت و اوقات فراغت و انجام امور برنامه و زمان مشخصي داشتند. ايشان ضمن پشتكار و خستگي ناپذيري، بر خدا توكل مي كردند كه همين ويژگي ها، سبب بهره برداري هرچه بهتر از ساعات پر بركت عمر ايشان به شمار مي رود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام و نماز:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نماز، ارتباط بين بنده و خداوندگار عالميان و صفا دهنده روح آدمي است كه آن را جاني تازه مي بخشند. نقل مي كنند در روزهايي كه امام خميني (ره)، در بيمارستان تحت معالجه و عمل جراحي بودند و زير دستگاه اكسيژن قرار داشتند، نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودند و حتي در آن حال، نماز شب خود را نيز ترك نكردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حضرت امام خميني (ره)، براي نماز تميزترين جامه را بر تن مي كردند. ايشان سپس با دقت وضو مي گرفتند و محاسن مبارك خود را شانه مي كردند. بعد عطر مي زدند و پس از گذاشتن عمامه بر سرشان به نماز مي ايستادند. حتي در هنگام بيماري و با وجود زخمي بزرگ در ناحيه شكم، ايشان موقع نماز، تميزترين جامه ها را بر تن مي كردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام و دوستي با فرزندان:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام خميني (ره) در عين داشتن صلابت و صراحت، پدري مهربان و دل سوز و ياري امين براي اطرافيان و آشنايان نيز بودند. يكي از فرزندان اين بزرگوار در وصف پدر چنين مي گويد: «امام با افراد خانواده بسيار گرم و مهربان بودند، ولي در عين حال به خاطر جذبه اي كه داشتند، از ايشان حساب مي برديم. امام همه اولادشان را به يك نظر نگاه مي كردند، به طوري كه بعد از اين همه سال، متوجه نشديم كدام يك از فرزندانشان را بيش تر دوست داشته اند».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آينده نگري و عاقبت سنجي امام:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آينده نگري و عاقبت انديشي در امور، از ويژگي هاي شخصيتي امام خميني (ره) به شمار مي رفت كه همواره به آن توجه وافري داشتند. ايشان در جايي فرموده بودند: « در اين مبارزه، بذري را كه الان مي كاريم، ممكن است پنجاه سال ديگر به نتيجه برسد».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بصيرت و بينش امام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بصيرت، بينايي و ديدن مسائل و عمق زواياي امور، از ويژگي هاي شخصيتي امام خميني (ره) به شمار مي رفت كه در فراز و نشيب هاي مسايل، از آن استفاده مي كردند. ايشان نقل مي كنند كه: « گاهي كسي پيش من آمده، شروع به صحبت مي كند (؛ولي) هنوز حرفش تمام نشده، مي فهمم كه آن چه مي خواهد بگويد، چه نقشه اي دارد و چه نتيجه اي مي خواهد از اين ملاقات بگيرد.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام خميني (ره) از همه علوم لازمه براي موفقيت در نهضت بهره مند بود. او عالمي اسلام شناس، سياستمدار، مردم شناس، آگاه به مسائل روز دنيا و تاريخ عمومي و تاريخ اسلام بود كه از فلسفه و عرفان و اخلاق و همه علوم تخصصي حوزوي در حد بسيار بالايي برخودار بود به گونه اي كه نه تنها در حركت هاي خود نياز علمي به كسي نداشت؛ بلكه از استادان مشهور به شمار مي رفت. يكي از نزديكان امام مي گويد: «يكي از اساتيد نجف مي گفت: من بيست سال در نجف درس خواندم و خيال مي كردم مستغني شده ام، اما وقتي امام نجف آمدند و من به درس او رفتم! ديدم خير، هنوز چيزي نفهميده ام».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام (ره) و طرح مباحث نظري حكومت:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با تبعيد شدن امام خميني (ره) به نجف اشرف، ايشان در بهمن 1348، سلسله درس هايي را درباره حكومت اسلامي و ولايت فقيه مطرح نمودند. امام در آن درس ها، دورنماي مبارزه و هدف هاي نهضت را ترسيم، و مباني فقهي، اصولي و عقلي حكومت اسلامي و مباحث نظري حكومت داري را ارائه كردند. با انتشار اين مطالب در قالب كتاب ولايت فقيه، شور تازه اي در ميان مبارزان به وجود آمد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام (ره) و طرح مسايل نوين فقهي:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوران تبعيد امام خميني (ره) در تركيه، با سختي هاي زيادي همراه بود، به گونه اي كه حتي ايشان حق پوشيدن لباس روحانيت را نداشت. اين دوران تبعيد، يازده ماه به طول انجاميد. ترك ها براي منزوي ساختن ايشان، چندين بار محل سكونت را تغيير دادند، اما امام چون كوهي استوار در مقابل دشمنان ايستاده و با وجود همه مشكلات، با استفاده از فرصت به دست آمده در تركيه، به تدوين كتاب تحرير الوسيله پرداختند كه در آن، براي اولين بار از احكام جهاد، دفاع، امر به معروف و نهي از منكر، در رساله هاي عمليه ياد شده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام، عرفان و تعقل:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بيش تر عرفا، سير و سلوك را امري نفي كننده تعقل، يا جداي از آن مي دانند و عقيده دارند كه راه عرفان، جداي از طريق عقل است و مسايل عرفاني، يافتني است، نه گفتني. امام خميني (ره) نه تنها در پيمودن اين مسير، عقل را مردود نمي شمردند؛ بلكه براي طرح مباني عرفاني و خداشناسي، استدلال عقلي هم مي كردند. در واقع امام، با تأثير پذيري از قرآن و تعاليم اهل بيت (ع) براي عنصر تفكر و انديشه، احترام خاصي قائل بوده و از تعقل به شدت حمايت مي كردند. در عرفان ايشان، تفكر و تحقيق، يكي از اركان و سلوك به شمار مي آيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام و درس اخلاق:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از رحلت آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، استاد بزرگ اخلاق، امام خميني (ره) اين درس را در عصر روزهاي جمعه ادامه دادند كه البته بعدها توسط كارگزاران رضاخان به تعطيلي كشيد. يكي از شاگردان اين كلاس مي گويد: «امام، در هفته يك بار درس اخلاق داشتند كه يك هفته انسان را كنار از گناه نگاه مي داشت و تحت تأثير آن، او را از تمايلات مادي و حيواني باز مي داشت».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام و توصيه به تهذيب نفس در جواني:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حضرت امام خميني (ره) در نامه اي كه به فرزندشان حاج احمد آقا نگاشت، در مورد چگونگي استفاده از دوران جواني، چنين سفارش مي كند. «عزيزم! از جواني به اندازه اي كه باقي است، استفاده كن در پيري همه چيز از دست مي رود؛ حتي توجه به آخرت و خداي تعالي. از مكرهاي بزرگ شيطان و نفس اماره آن است كه جوانان را وعده طول عمر مي دهد و تا لحظه آخر با وعده هاي پوچ، انسان را از ذكر خدا و اخلاص براي او باز مي دارد تا مرگ برسد و در آن حال، ايمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، مي گيرد».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                            &lt;IMG alt=&quot;امام خميني&quot; src=&quot;http://news.hekmatschool.com/Image/news/279/emam_05.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امام (ره) از ديدگاه مقام معظم رهبري:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مقام معظم رهبري، عظمت روح و شخصيت والاي امام خميني (ره) را چنين بيان مي كنند: « نام آور بزرگ دوران معاصر، يعني امام روح امام خميني (ره) دانشمندي پارسا و خردمندي پرهيزكار و حكيمي سياست مدار و مؤمني نوانديش و عارفي شجاع و هوشمند و فرمانروايي عادل و مجاهدي فداكار بود. او فقيه و اصولي و فيلسوف و عارف و معلم اخلاق و اديب و شاعر بود. در او خصلت هاي برجسته خداداد، در آميخته با آن چه او خود از معارفي قرآني آموخته و دل و جانش را به آن زيور داده بود، شخصيت عظيم و جذاب و تأثير گذاري پديد آورده بود كه هر يك از چهره هاي برجسته يك قرن اخير جهان ـ كه قرن رجال بزرگ و مصلحان نام آور ديني و سياسي و اجتماعي است ـ در برابر آن كم جاذبه و يك بُعدي و كوچك به نظر مي آمدند».&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع:زندگی نامه ی امام&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 12:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=punisher2011&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>punisher2011</dc:creator>
<guid>http://punisher2011.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی نامه ی استاد شهید مطهری</title>
<link>http://punisher2011.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 10px&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;شرح مختصر زندگاني مولف شهيد&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;شرح مختصر زندگاني مولف شهيد&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي 
&lt;TABLE height=151 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=184 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left height=165&gt;&lt;A href=&quot;http://www.motahari.org/about/shenas-big.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG height=139 src=&quot;http://www.motahari.org/about/shenas.jpg&quot; width=170 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند. 
&lt;P&gt;در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از 
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=186 align=right border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right height=140&gt;&lt;A href=&quot;http://www.motahari.org/about/card-big.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG height=122 src=&quot;http://www.motahari.org/about/card.jpg&quot; width=170 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است. 
&lt;P&gt;کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي 
&lt;TABLE height=151 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=168 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left height=222&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG height=214 src=&quot;http://www.motahari.org/about/pic2.jpg&quot; width=150 border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويه